تبلیغات
مطالب اینترنتی - ترس از «بمب ایدز» در ایران

ترس از «بمب ایدز» در ایران

سه شنبه 8 خرداد 1397 10:52 ق.ظنویسنده : نویسنده

 


هفته نامه پنجره – سیدحسن قاضی‌زاده هاشمی: آمار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نشان می‎دهد بیماری ایدز در کشور ما در حال رشد است و سالانه حداقل 10 درصد به تعداد مبتلایان اضافه می‎شود. واقعیت مهم درباره عفونت ویروس ایدز در ایران آن است که برخلاف گذشته که علت نخست انتقال این عفونت استفاده از مواد مخدر تزریقی بود، امروز عامل اصلی، ارتباط‎‎های پر خطر جنسی است. البته هنوز هم مصرف شیشه و مواد مخدر صنعتی به گسترش این بیماری دامن می‎زند. موادی که در دسترس افراد قرار دارد و علاوه بر ایدز، آ‎سیب‎‎های اجتماعی فراوانی را در کشور پدید آورده است.

ترس از

اما آنچه در این فرصت لازم می‎دانم به آن بپردازم این است که یکی از علل گسترش ایدز در کشور ما، پنهان‌کاری و نگفتن واقعیت‎‎های این بیماری به مردم است. اینجانب باور دارم که نه تنها درباره ایدز که در مورد هر آنچه سلامت فرد و جامعه را تهدید می‎کند، باید با مردم صریح و بی‎پرده سخن گفت. پس از سال‎‎ها بیراهه رفتن، بپذیریم که صحبت کردن در لفافه مشکلی را حل نمی‎کند. مردم باید همه آنچه به سلامتشان مربوط می‎شود، بدانند. حتی اگر برخی احساس خطر کنند.

واقعیت این است که عفونت HIV و بیماری ایدز در جامعه ایران روبه گسترش است و علت اصلی این پدیده، روابط اخلاقی غلطی است که کم و بیش در جامعه دیده می‎شود. رشد بیماری ایدز با بزهکاری و افزایش آسیب‎‎های اجتماعی نسبت مستقیمی دارد و هر چه آسیب‎‎های اجتماعی بیشتر شود، انتقال ویروس ایدز به همان نسبت روبه فزونی می‎گذارد.

باید به واقعیت‎‎های جامعه بیشتر توجه داشته باشیم و این باور ایجاد شود که همه دستگاه‎‎های کشور در این زمینه مسئولیت دارند. واقعیت مهم دیگر این است که انتقال عفونت HIV در کشور ما با مسئله اعتیاد مرتبط است و اعتیاد در جامعه ایران آمار قابل توجهی دارد. علت اینکه تاکنون نتوانسته‎ایم در زمینه مبارزه با مواد مخدر موفق باشیم، این است که «زبان» و «رفتار» مناسبی نداشته‎ایم که بتواند باور زشت بودن مصرف مواد اعتیادآور را در مردم ایجاد کند. تنها راه، افزایش آگاهی مردم است و اینکه «زبان» و «رفتاری» داشته باشیم که در مردم اثرگذار باشد.

شاید ذکر یک مثال به روشن شدن موضوع کمک کند. همه ما در معرض خطا و گناه هستیم، عاملی که باعث می‎شود برخی افراد گناه نکنند، باور آن‎هاست. مسئله مهم در امور اجتماعی و از جمله پیشگیری از اعتیاد و به‎تبع آن ایدز نیز داشتن اطلاعات، آگاهی و اعتقاد است. تا مردم را متوجه عمق مسئله نکنیم و به این باور نرسانیم که مصرف سیگار، قلیان یا مواد مخدر قبیح و زشت است و به سلامت جسم و روح آن‎ها آسیب می‎زند، هر قدر در زمینه مبارزه با این مسائل کار کنیم، به نتیجه دلخواه نمی‎رسیم و آسیب‎‎ها هر روز جدی‎تر می‎شود. شاید مردم اطلاعاتی در مورد ایدز و اعتیاد داشته باشند، اما خیلی‎‎ها هنوز به آن باور قلبی ندارند. اگر آن‎ها به این باور برسند که مصرف مواد و رفتار‎های پر خطر چه عواقبی دارد، خیلی کمتر از آنچه اکنون در کشور هزینه می‎شود، هزینه خواهیم کرد.

ترس از

اما ابتدا مسئولان کشور باید باور کنند که بیماری‎‎های جسمی، روحی، روانی و آسیب‎‎های اجتماعی ناشی از رفتار و گفتار نادرست، روز به روز در جامعه بیشتر می‎شود. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، نه تنها نقشی در گسترش این موارد ندارد که خود قربانی آن‌هاست؛ چراکه آسیب‎‎های اجتماعی، بیماری‎‎های اعصاب و روان، اعتیاد، ایدز و موارد خودکشی را افزایش می‎دهد. برای اینکه بتوانیم در این زمینه کار درستی انجام دهیم، نیازمند بررسی ریشه‎ای و همکاری جدی همه دستگاه‎‎های اجرایی و مشارکت عموم مردم هستیم. باید باور کنیم فردا دیر است؛ مدت‎هاست زنگ خطر به صدا در آمده است.

ایدز؛ کوه یخ شناور

حمیدرضا شاعری رئیس انجمن ایدز ایران: داستان بیماری ایدز در ایران شبیه همه‎گیری این بیماری در خیلی جا‎های دنیاست، در کشور ما به ‎خاطر وضعیت شیوع اعتیاد، سیری را طی کرده‎ایم که تاثیر خود را روی HIV گذاشته است.

اولین مورد HIV در ایران در سال 1364 در یک پسر بچه مبتلا به هموفیلی تشخیص داده شد، که بر اثر مصرف فرآورده‎‎های خونی آلوده مبتلا شده بود و این شروع داستان ایدز در ایران بود. ایدز در خیلی کشور‎ها روندی را طی کرده است که شبیه کشور ماست و در کشور ما تاکنون سه موج شیوع ایدز را پشت سر گذاشته‎ایم.

از سال 64 تا اوایل دهه 70 مواردی از HIV در بین بیماران هموفیلی و تالاسمی که مصرف‎کنندگان فرآورده‎‎های خونی بودند، گزارش می‎شد، اما تعداد موارد جدید شناسایی شده این ویروس در این موج بسیار کم بود، این 10 سال اول را اصطلاحا موج اول شیوع HIV در ایران می‎نامند که بیشتر در بین دریافت‎کنندگان فرآورده‎‎های خون دیده می‎شد. در اوایل دهه 70 با شروع غربالگری و دیده‌وری HIV در زندانیان متوجه شدیم که این بیماری در بین زندانیان کشور که بسیاری از آن‎ها مصرف‎کنندگان مواد هستند، شیوع بسیار زیادی پیدا کرده است، چند زندان مشهور مانند زندان کرمان و کرمانشاه از جمله زندان‎هایی بودند که در این مورد خیلی مهم بودند. در اینجا موج دوم ایدز رخ داد که در آن سرایت در بین مصرف‎کنندگان تزریقی مواد غالب بود.

در این دوره تعداد موارد مبتلایان به HIV در کشور به‎شدت افزایش پیدا کرد و بعد از مدتی برنامه‎‎های کاهش آسیب اعتیاد در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 شروع شد و باعث شد تا طی یک دوره 10 ساله شیوع این بیماری در بین مصرف‎کنندگان مواد کنترل شود.

نمونه این برنامه، ایجاد مراکز DIC یا مراکز گذری بود که در آن‎ها سرنگ و سوزن به معتادان داده می‎شد یا برنامه‎‎های دادن مواد جایگزین مثل متادون به معتادان انجام می‎شد و این باعث شد که نهضتی در بین افراد تزریقی برای مقابله با عفونت HIV اتفاق بیفتد و شیوع این بیماری در این گروه تا حدی کنترل شود.

با شروع دهه سوم این بیماری در دهه 80، شاهد این بودیم که سرایت این بیماری به‎ سمت انتقالجنسی برود، در واقع در این دوره غلبه انتقال جنسی را شاهد هستیم و از این به بعد انتظار داریم که سرایت و گسترش این بیماری به شیوه انتقال جنسی باشد و البته در انتقال جنسی می‎توانیم ردپای اعتیاد را هم پیدا کنیم چون در انتقال این ویروس حتما باید یک‎سر طرفین مبتلا به ویروس ایدز باشد تا منتقل شود و معمولا سرایت جنسی از افرادی منتقل می‎شود که سابقه تزریق مواد داشته‎اند و این بیماری را به همسران یا شرکای جنسی‎شان منتقل می‎کنند.

ترس از

این مرحله را موج سوم ایدز می‎نامند و چون سرایت جنسی بیشتر در افراد فعال جامعه اتقاق می‎افتد، بنابراین کسانی که از نظر جنسی بیشتر فعال هستند، یعنی جوانان بیشتر در معرض خطر هستند و به ‎خاطر تفاوت‎‎های آناتومی و فیزیولوژیک، در موج سوم دختران و زنان جوان بیشتر از مردان در معرض خطر هستند، که ضرورت پیشگیری از انتقال جنسی در بین زنان را نشان می‎دهد.

HIV از جمله بیماری‎هایی است که جنبه انگ و تبعیض آن برجسته است و به همین علت لایه پنهان آن بسیار بزرگ است. به همین خاطر مبتلایان به این ویروس را به کوه یخ شناور تشبیه می‎کنند. ما در واقع بخش خارج از آب کوه یخ را می‎بینیم و عظمت این کوه یخ زیر آب است که ما به آن دسترسی نداریم. بنابراین بین آمار واقعی یا آمار تخمینی HIV و آماری که ما مشاهده می‎کنیم و از طریق ثبت در مراکز تشخیصی و درمانی، به دست می‎آوریم، فاصله وجود دارد. به همین علت مثلا اگر وزارت بهداشت اعلام می‎کند که حدود 30 هزار مورد شناخته شده مبتلا به HIV در کشور وجود دارد، احتمال داده می‎شود بین 90 تا 100 هزار نفر در کشور به این ویروس مبتلا باشند، بنابراین حداقل 70 هزار نفر مبتلا به این ویروس در ایران داریم که ناقل این ویروس هستند ولی هنوز شناسایی نشده‎اند.

وضعیت HIV به‎ نحوی است که از نظر سیاست گزاری اتفاقات خوبی برای آن نیفتاده است، سیاست‎‎های به روزی برای کنترل این بیماری در کشور نداریم. این عارضه یک بیماری پویا و جوان است، درحالی‎که سیاست‎‎های دولتی پویا نیست. نباید برای مقابله با این بیماری با یک نگاه تک بعدی دولتی وارد شویم، باید سیاستگزاری در مورد این بیماری از انحصار دولت در بیاید، زیرا این بیماری از دل مردم و در بطن جامعه می‎جوشد و اتقاقا بسیاری از افرادی که به این ویروس مبتلا هستند یا در معرض خطر آن قرار دارند، افرادی دولت گریز هستند.

نکته مهم این است که با سیاست‎‎های صرفا دولتی نمی‎توانیم به افرادی که در معرض خطر هستند، دسترسی داشته باشیم و نمی‎توانیم از همه آن‎ها آزمایش بگیریم، اتقافی که در اکثر کشور‎های موفق در این مورد افتاده این است که ‎ساز و کار، پیشگیری، درمان و کنترل این بیماری را به NGO‎ها، سازمان‎های غیر دولتی و مردم سپرده‎اند تا افراد مبتلا و در معرض خطر بدون محدودیت‎های سیستم دولتی دسترسی بیشتری به خدمات پیدا کنند اما در کشور ما همه امور به‎صورت تک قطبی توسط وزارت بهداشت انجام می‎شود و جالب این است که HIV از نظر پزشکی هم یک بیماری چند وجهی است و فقط به یک تخصص پزشکی هم مربوط نمی‎شود و حداقل به 10 تخصص پزشکی و غیر پزشکی برای کنترل این بیماری نیاز است.

کنترل HIV ایدز در ایران نیازمند همکاری روانپزشکان، متخصصان مغز و اعصاب، متحصصان ایمونولو‍ژی یا شیوع شناسی، متخصصان داخلی، متخصصان زنان و زایمان، متخصصان پوست، متخصصان سرطان و حتی روان‎شناسان، جامعه شناسان و مردم شناسان است و حتی علمای دین هم باید در کنترل این بیماری نقش داشته باشند درحالی‎که در سیاستگزاری وزارت بهداشت فقط یک پاسخ تک قطعی به‎ وسیله متخصصان عفونی در سیاستگزاری کنترل این بیماری داده شده است.

این نقص مهم در سیاستگزاری کنترل ایدز هنوز هم وجود دارد و عزمی برای اصلاح این رویکرد دیده نمی‎شود. اگر این نگاه و روند ادامه پیدا کند، افرادی که در لایه‎‎های پنهان جامعه هستند و در معرض خطر این بیماری هستند، پنهان‎تر می‎شوند و این مسئله خطر را برای بقیه افراد جامعه بیشتر می‎کند و دسترسی را به افراد در معرض خطر کم و کمتر می‎کند و وضعیت به‎ سمت وخامت می‎رود، متاسفانه شواهدی که این وضعیت را تغییر دهد، خیلی دیده نمی‎شود.

مسئله مهم درباره HIV ایدز این است که حالا که می‎دانیم سرایت این بیماری از طریق روابط جنسی خیلی افزایش یافته است و معضل مهمی است، بسیار خوب است که زنان و دختران جوان به حق خودشان درباره سلامت جنسی واقف باشند چون آن‎ها بیشتر در معرض خطر هستند. زنان باید نسبت به حقوق سلامت جنسی و سلامت باروری آگاه شوند و اگر این اتفاق بیفتد و تمرکز برنامه‎‎های پیشگیری روی زنان و دختران جوان باشد، حتی از سنین مدرسه، بسیار موثرتر است. نکته بسیار مهم این است که آگاهی بخشی درباره این بیماری نباید به‎ صورت نمایشی باشد و نباید فقط به یک روز از سال منحصر شود، باید همیشگی باشد



لینک منبع

مطلب ترس از «بمب ایدز» در ایران در سایت مفیدستان.


آخرین ویرایش: - -

 
سه شنبه 8 خرداد 1397 01:29 ب.ظ
سلام عزیزم وبلاگ خیلی قشنگی دارید آیا دوست داری وبلاگت را به هزاران كاربر اینترنت معرفی كنید

همین امروز لینك خود را ثبت كنید تا 1000 بازدید رایگان فقط تا آخر سال دریافت كنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر